تبليغاتX
comets

comets

درباره وبلاگ

Hi Im Kian Doyle & want change this weblog to english piz help me and if I wrote a wrong articel tell me. you can send your articel to me .I will send that to web log white your name.

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
آذر 1386
پیوندها
سازمان فضايي ناسا
عكس هاي نجومي
اسمان پارس
مجله نجوم
ستاره پارسي
نجوم براي كودكان و نوجوانان
چشم نجوم
سايت نجوم
اختر فیزیک
دور فلک
ديكشنري
بابيلون
بلاگفا
سایت020
m31galaxy
ناگفته های نجومی
قالب بلگفا

طراحی اختصاصی توسط:
طراحی وب سایت تجاری و قالب وبلاگ
Powered By
BLOGFA.COM
JavaScript Codes





Powered by WebGozar

ناسا اعلام كرد: يافته‌هاي فضاپيمايي تحقيقاتي "مسنجر" نشان مي‌دهد كه كوچكترين سياره منظومه شمسي - عطارد - همچنان در حال جمع شدن و كوچكتر شدن است.
اطلاعات حاصل از پرواز تحقيقاتي به عطارد از ژانويه سال 2008 نشان مي‌دهد كه قطر اين سياره بيش از 1.5 كيلومتر طي مدت عمرش منقبض شده است.
به گزارش واحد خبر مركز مطالعات و پژوهش هاى فلكى ـ نجومى به نقل از سايت "www.science.com" ، دانشمندان معتقدند كه آب رفتن عطارد به دليل اين است كه هسته آن به آرامي در حال سرد شدن است.
بر اساس مطالعات منتشر شده در مجله "ساينس" ، همين پروسه هم چنين باعث افزايش قدرت ميدان مغناطيسي اين سياره مي‌شود.
سين سولومون، پژوهشگر اصلي اين پروژه در انستيتو كارنگي در واشنگتن اظهار داشت: سرد شدن هسته عطارد نه تنها ميدان مغناطيسي آن را تقويت كرده بلكه حتي به جمع شدن و انقباض كل سياره منجر شده است.
وي افزود: هم چنين اطلاعات "مسنجر" نشان مي‌دهد كه اين انقباض كلي حداقل يك سوم برابر بيشتر از مقداري است كه ما در گذشته تصور مي‌كرديم.
مسنجر در ابتداي سال جاري از فاصله 200 كيلومتري عطارد عبور كرده است.
از زمان سومين و آخرين پرواز تحقيقاتي انجام شده در مارس سال 1975 توسط مارنير-10 تاكنون، اين اولين باري است كه رصد عطارد از فاصله‌اي به اين نزديكي صورت مي‌گيرد.
يك كمربند شبيه كليه، اين سياره را احاطه كرده كه از آن مواد مذاب خارج مي‌شود.
پرواز تحقيقاتي مسنجر يكي از سه پرواز برنامه ريزي شده براي اين فضاپيما است كه در عين حال براي ورود به مدار اطراف كوچكترين سياره منظومه شمسي در سال 2011 آماده مي‌شود.
تنها چند روز پس از عبور از كنار اين سياره، دانشمندان اعلام كردند كه به شواهدي از وجود فعاليت‌هاي آتشفشاني بر روي عطارد دست پيدا كرده‌اند.
ناسا تاكيد كرد كه مطالعات بيشتر روي يافته‌هاي مسنجر ادامه دارد.

منبع:www.nojumi.org

نوشته شده توسط kian در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت 11:31 | لینک ثابت |


. The Bermuda Triangle

 

One of the legends of the sea that has persisted even to today is the story of the Bermuda Triangle. Here ships and airplanes seem to disappear more often than in other parts of the ocean. Usually the craft are never seen again, which is not too surprising in an area noted for hurricanes and high waves. The Bermuda Triangle covers an area from the southern Virginia coast to Bermuda to the Bahama Islands.

Is the Bermuda Triangle really the "graveyard of the Atlantic"? We guess that most of the disappearances of boats and planes could be explained if only someone other than those who sank had been there to watch what really happened.

Imagine, for now, that you are the captain of a sailing ship that has wandered into the Bermuda Triangle. After all, ships from Maine explored the Seven Seas bringing fish and lumber from northern New England all over the world.

You have become trapped in the Bermuda Triangle. Print out this page and find a way out of the Bermuda Triangle. Good Luck

 

نوشته شده توسط kian در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 12:40 | لینک ثابت |


عجیب ولی واقعی

در سال 1965 در یک ظهر تابستان پرستاران یک بیمارستان در ایالت آلوها Aloha آمریکا شاهد هجوم ناگهانی نظامیان به آن بیمارستان بودند . کل بیمارستان و همه بخشها در عرض فقط 5 دقیقه پر شد از سربازان تا دندان مسلح . برای رفتن به هر اتاقی نیاز به اجازه فرمانده بود .
فرمانده سربازان سرهنگ چالز مورتی به سربازان دستور اکید داده بود که هیچ شخصی حق ورود و یا خروج از بیمارستان را ندارد . حدود 20 دقیقه بعد پس از بحث هایی که میان فرمانده و مدیر بیمارستان آقای دکتر سوهانگ انجام شد طی یک تماس بیسیم فرمانده دستور آمدن آمبولانس را صادر نمود.
در کمال حیرت یک آمبولانس نظامی طی تدابیر شدید امنیتی ظاهر میشود و دو برانکارد از آنها خارج یشود و مستقیم وارد اتاق جراحی میشود.
تعجب پرستاران از این بود که حتی حمل برانکارد را خود سربازان انجام دادند و تا 5 دقیقه هم در اتاق ماندند- اجسادی مانند جسد بچه (12 تا 15 ساله) روی برانکارداها بود البته خود اجساد دیده نمیشد زیرا درون یک کیسه بودند.
پس از 5 دقیقه 4 پزشک جراح به اتاق وارد میشوند و 2.30 دقیقه درون آن میمانند . در این مدت تدابیر شدید امنیتی بر بیمارستان حاکم است . حتی اجازه تماس هیچ یک از افراد به خارج از بیمارستان داده نمیشود.
پس از خروج پزشکان از اتاق عمل همه شاهد قیافه های درهم و متعجب و وحشت زده آنها میشوند اما کسی را یارای سخن گفتن نیست . پس از 5 دقیقه دوباره همان برانکاردها به آمبولانس نظامی برگشت داده میشود و پس از 20 کل بیمارستان تخلیه میشود .
اما وضع عجیبی بر بیمارستان حاکم است آن 4 پزشک بشدت زیر سوال همکاران قرار دارند . زنگهای بیمارستان به صدا در آمده و بلافاصله موجی از خبرنگاران و روزنامه نگاران به شهر و بیمارستان سرازیر میشود.
پزشکان هیچ کدام حاضر به پاسخ گویی نیستند اما در برار فشار بیش از حد همکاران نخستین حرفها ظاهر میشود.
جوانتیرن پزشک یعنی دکتر استوارت از موجوداتی حرف میزند که بشکل آدم هستند اما با صورتی کشیده و کله ای بمراتب بزرگتر از حد معمول .
آنها رو بافت های بدن این موجودات آزمایشهایی انجام داده اند که ترکیب آن را بسیار شبیه بدن انسان دیدند.
گوشت و پوست درست مانند انسان فقط بجای استخوان چیزی مانند غضروف قرار دارد.
شکل ضاهر مانند انسان دو پا و دو دست اما با تمایز های اساسی - پاهایی کشیده و لاغر مانند - دستانی دراز - گلویی بدون هنجره و چشمانی درشت تقریبا 4/1 صورت را اشغال کرده.
اما دیگر هیچ چیزی بروز نمیکند . پزشکان میگویند به آنها اکید دستور داده شده که حق هیچ گونه اظهار نظری را ندارند.(اما بلاخره خبر درز میکند)
از آن روز به این طرف خیلی حرفا زده شده اما یک حرف بسیار جدی و مستند است .
درست شب قبل از حادثه یک اتفاق عجیب مردم را به بیرون از خانه هایشان میکشد.
در افق دور دست حدود ساعت 5 بعدازظهر در آسمان انفجاری مهیب رخ میدهد ، انفجاری که صدای آن در منطقه بوضوح شنیده میشود - نیروی هوایی آمریکا آن را سقوط یکی از هواپیماهای خود اعلام میکند . اما مردم از نور بسیار شدید تر خبر میدهند چیزی مانند انفجار اتمی در آسمان.
------------------
پس از این ماجرا تحقیقات گسترده ای توسط افراد و روزنامه نگاران انجام گرفت که طی آن یکی از روزنامه نگاران مجله ورلد ساینس به نام بیل کاراگ به حقایقی پی برد که با طرح گوشه هایی از آن اقدام به افشاگری نمود.
این روزنامه نگار که برادرش در نیروی هوای امریکا کار میکرد از طریق او از این قضیه آگاه شد که درست روز انفجار رادارهای نیروی هوایی علایمی را نمایش دادند که در آن شیی نسبتا بزرگ در محدوده فضایی هاوایی درحال پرواز میباشد پس از اعلام و اخطارهای مکرر به این نتیجه میرسند که این شی خارج از برنامه های عادی پرواز در آن مکان قرار دارد لذا بلافاصله سازمان جاسوسی آمریکا و دفتر ریاست جمهوری از این امر آگاه میشوند . بلافاصل جنگنده های(2 جنگنده) نیروی هوایی برای شناسایی شی اقدام به پرواز میکنند .
در پرواز های انجام شده در صورتی که رادار ها همه وجود شیی را نشان میدادند ولی هیچ چیز دیده نمیشد اما خلبانان اظهار میدارند توده ابری بزرگ و سفید درست در منطقه نمایش داده شده در رادار ظاهر شده است و بصورتی مرموز حرکت مینماید. یکی از خلبانان به نام جاناتان هوک در اقدامی به سوی ابر حرکت میکند و بقیه داستان را از زبان خلبان جنگنده دیگر شنیدنیست:
جاناتان باهام تماس گرفت و گفت من میخوام برم ببینم این چیه ، بهش گفتم برای اینکار لازمه ارتفاعت رو خیلی تغییر بدی بهتره قبلش نظرت رو به فرماندهی بگی و اونم با برج تماس گرفت و کسب اجازه کرد. بعد از چند ثانیه بهش گفتن بره و داخل ابره بشه چرا که فرماندهان و سازمان سیا فکر میکردند یکی از هواپیمای جاسوسی و مدرن روسی هست که با استتار خودش درحال جاسوسی هست .بلافاصله جاناتان به سمت ابر میره شاید چیزی حدود 500 متری ابر که میرسه ناگهان یه چیزی مثل رعد و برق میزنه و به هواپیمای جاناتان اصابت میکنه . هواپیمای جاناتان در یک لحظه بصورت کامل نابود میشه و من هم خبر رو به مرکز میدم که دستور بازگشت سریع رو بهم میدن. دیگه نفهمیم چی شد .
-----------------
بیل به دنبال بقیه ماجرا بود تا اینکه بعد از گذشت یکسال یک شب کسی بهش زنگ میزنه و بهش میگه حاضر هست اسناد و مدارکی راجب اون روز ارایه بده و جلوی یک کافه قرار برای ساعت 10 شب گذاشته میشه.
ساعت 10 شب درست جلوی کافه فقط بیل رفته بوده و چیزی حدود یک ربع صبر میکنه تا اینکه از طریق گارسون کافه بهش خبر میدن تلفن باهاش کار داره . پشت تلفن همون شخص به اون میگه سراغ سطل آشغال بره و توی سطل کیفی هست میتونه برش داره و سریع هم از محل دور بشه.
مدارک داخل کیف از حقیقتی پرده برمیداشت که هرگز براش قابل تصور نبود. بله نیروی هوایی آمریکا پس از انفجار هواپیمای جاناتان اقدام به اعلام وضعیت جنگی میکنه و سه موشک رو به سمت ابر نشانه گیری میکنه و شلیک میکنه که یکی از موشکها با شی برخورد میکنه و اون انفجار بزرگ (همونی که مردم دیدند) رخ میده . بلافاصله نیروی دریایی به محل اعزام میشه تا باقی مانده شی رو جمع آوری کنه و به پایگا بیاره تا بررسی کنن اما با کمال تعجب فقط یه جعبه حدود 3 متری یافت میکنن که توش دو تا آدم نما قرار داشته که مرده بودند .
اما این خبرنگار شجاع درست فردای اون روز بصورت مرموزی کشته شد(ماشینش ته دره پیدا شد در صورتی که الکل خونش بالا بوده) ولی این خبرنگار با زیرکی تونسته بود قسمتی از اطلاعات بدست آورده رو قبل از مرگش به آدرس پستی نامزدش بفرسته که اونها بعدا توسط ایشون منتشر میشه

نوشته شده توسط kian در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 12:40 | لینک ثابت |


هواپیماهای مهم مفقود شده

  1. 5 دسامبر 1945 : 5 هواپیمای جنگنده TBM متعلق به نیروی دریایی که در یک پرواز آموزشی از پایگاه دریایی هوایی فورت لادردیل در فلوریدا به هوا برخاستند و همگی ناپدید شدند. مجموع خلبان و سرنشینان آن 14 نفر بودند.

  2. 5 دسامبر 1945 : هواپیمای بمب افکنهای PBM مارتین مارینر با 13 خدمه که جهت نجات هواپیماهای TBM اعزام شده بود، چند دقیقه بعد از پرواز ارتباط رادیویی‌اش قطع شده و ناپدید گشت.

  3. 1947 : هواپیمای سوپر فورت C-54 متعلق به ارتش آمریکا در 100 مایلی برمودا ناپدید شد.

  4. 29 ژانویه 1948 : هواپیمای چهار موتوره استارتایگر از نوع تئودور 4 در حالیکه ارتباط رادیویی‌اش با مرکز قطع گردیده بود، در 380 مایلی شمال شرقی برمودا با 13 سرنشین و خدمه گم شد.

  5. 28 دسامبر 1948 : هواپیمای Dc-3 در مسیر سن خوان به میامی با 32 سرنشین به اضافه خدمه ناپدید شد.

  6. 17 ژانویه 1949 : استارآریل همتای هواپیمای استارتایگر ، در مسیر لندن به سانیتاگوی شیلی از طریق برمودا و جامائیکا ، در 380 مایلی جنوب و جنوب غربی برمودا سمت کینگستون پس از قطع ارتباط رادیویی‌اش ، ناپدید شد.

  7. مارس 1950 : هواپیمای آمریکای گلوب ماستر در شمالی‌ترین قسمت مثلث در حالیکه رهسپار ایرلند بود، گم شد.

  8. 2 فوریه 1952 : هواپیمای باربری انگلیسی یورک در شمال مثلث که رهسپار جامائیکا بود، با 33 سرنشین ، ناپدید شد.

  9. 30 اکتبر 1954 : هواپیمای نیروی دریایی سوپر کانستلیشن با 40 سرنشین در شمال مثلث ناپدید گشت.

  10. 9 نوامبر 1956 : هواپیمای گشتی P5M متعلق به نیروی دریایی با 10 خدمه نزدیک برمودا ناپدید شد.

  11. 8 ژانویه 1962 : هواپیمای نیروی هوایی در مسیر لنگلی فیلد ، در ویرجینیا به آزورز ، گم شد.

  12. 28 آگوست 1963 : دو هواپیمای جدید متعلق به نیروی هوایی ، چهار موتوره از نوع KC- 135 استراتوتانکرز از پایگاه هوایی همستید ، در فلوریدا به قصد پیوستن به گروه اختصاص یافته جهت سوخت گیری ، در 300 مایلی جنوب غربی برمودا ناپدید شد.

  13. 5 ژوئن 1965 : هواپیمای C- 119 باکسکار با 10 خدمه در جنوب شرقی باهاما ناپدید گردید.

  14. 11 ژانویه 1967 : هواپیمای YC- 122 شکاری که به هواپیمای باری تبدیل شده بود، با 4 سرنشین در ناحیه گلف استریم بین پالم‌بیج و گراند باهاما گم شد.

  15. 22 سپتامبر 1963 : هواپیمای بازی C-132 که رهسپار آزوزر بود، ناپدید گشت.

کشتیهای مهم مفقود شده

لیست زیر کشتیهای مهمی که در مثلث برمودا ناپدید شده‌اند یا بدون هیچ سرنشینی به حالت غرق شده در آبها پیدا شده‌اند، را نشان می‌دهد.


  1. 1840 : کشتی بزرگ فرانسوی رزالی که از اروپا عازم هاوانا بود، در مثلث برمودا با تمام وسایل دریانوردی و مجموعه‌های دست نخورده پیدا شد، در حالی که تمام سرنشینان آن ناپدید شده بودند.

  2. ژانویه 1880 : کشتی جنگی بادبان‌دار انگلیسی آتلانتا ، برمودا را به مقصد انگلستان با 290 سرنشین ترک کرد که احتمالا در محلی نه چندان دور از برمودا باید ناپدید شده باشد.

  3. اکتبر 1902 : کشتی آلمانی سه دکله فریا ، مدت زمانی کوتاه بعد از ترک مانزانیوی کوبا در حالیکه خیلی ناجور کج شده و قسمتی از دکل آن از بین رفته و لنگر آن آویزان بود، پیدا شد. تقویم اتاق کاپیتان 14 اکتبر یعنی روز بعد از حرکت را نشان می‌داد.

  4. مارس 1918 : کشتی نیروی دریایی آمریکا به نام یواس. اس سیکلوپز ، 19000 تنی با طول 500 پا در چهارم مارس از باربادوس با 309 سرنشین و خدمه به طرف نورفولک حرکت کرد. نه هوا بد بود، نه پیامی رادیویی دریافت شد و نه قطعه شکسته‌ای هرگز از آن بدست آمد.

  5. 1925 : اس. اس. کاتوپاکسی که از چارلستون عازم هاوانا بود، ناپدید گردید.

  6. آوریل 1932 : دو کشتی دکل‌دار جان و مری ، ثبت شده در نیویورک ، شناور اما خالی از سرنشین در 50 مایلی جنوب برمودا در حالیکه بادبانهایشان جمع شده بود و بدنه آنها به تازگی نقاشی گردیده بود، پیدا شدند.

  7. فوریه 1940 : کشتی گلوریا کلیت از سینت وینسنت ، متعلق به کمپانی هند غربی ، بدون سرنشین از 200 مایلی جنوب موبایل در آلاباما پیدا شد، در حالیکه همه وسایل آن دست نخورده و منظم بود.

  8. 22 اکتبر 1944 : کشتی باری کوبایی به نام رابیکن در حالی که همه سرنشینان آن به به جز یک سگ ، به نظر می رسید که کشتی را ترک کرده‌اند، بوسیله گارد ساحلی در گلف استریم از سواحل فلوریدا پیدا شد.

  9. ژوئن 1950 : کشتی باری اس. اس. سندرا به طول 350 پا از ساوانای جورجیا به مقصد پورتو کابلو ، در ونزوئلا با 300 تن محموله حشره‌کش از سینت آگوستین در فلوریدا ، عبور کرد و سپس بدون باقی گذاشتن هیچ اثری از خود ناپدید گردید.

  10. سپتامبر 1955 : کشتی کانمارا 4 به طرزی مرموز در 400 مایلی جنوب غربی برمودا غرق شده بود.

  11. 2 فوریه 1963 : کشتی باری مارین سولفور کوئین به طول 425 پا که از بیومونت در تگزاس رهسپار نورفولک در ویرجنیا بود، بدون ارسال هیچ پیامی اثری یا باقی گذاشتن شکسته پاره‌ای از خود با تمام خدمه و سرنشینان ناپدید شد.

  12. اژوئیه 1963 : کشتی کوچک ماهیگیری اسنو بوی با 63 پا طول و 40 سرنشین ، در جامائیکا به مقصد شمال شرقی کی ، در 80 مایلی جنوب برمودا ناپدید گشت.

  13. 1924 : کشتی باری ژاپنی ری فوکو مارو در فاصله‌ای بین باهاما و کوبا تقاضای کمک کرد و سپس ناپدید شد.

  14. 1931 : کشتی باری استیونجر با 43 خدمه ناپدید گردید.

  15. مارس 1938 : کشتی باری استرالیایی آنجلو استرالین با 39 خدمه ، خبری را بدین مضمون "همه چیز خوب است" برای آخرین بار از آزورز مخابره کرد.
  16. دسامبر 1967 : قایق مسابقه‌ای رواناک با 46 پا طول در حالیکه از خشکی اطراف قابل روئیت بود، ناپدید گردید.

  17. 24 دسامبر 1967 : کشتی ویچ کرافت به حالت شناور در بندری در یک مایلی میامی پیداش شد، در حالیکه کابین هدایت کشتی سرنشینان و مالک آن همگی ناپدید شده بودند.

  18. آوریل 1970 : کشتی باری میلتون یاتریدز که از نیو اورلئان عازم کیپ تاون بود، ناپدید شد.

  19. مارس 1973 : کشتی باری هزار تنی آنتیا که با 32 خدمه در مسیر نیوپورت نیوز به آلمان در حال دریانوردی بود، ناپدید گردید.

نوشته شده توسط kian در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 12:38 | لینک ثابت |




img/daneshnameh_up/3/3e/bermudatriangle23.gif

موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.

منطقه وحشت

همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

علل واقعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.

علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.

داستانی عجیب

حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.


  • آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل می‌کنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟

  • آیا آنها می‌توانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟

گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.


  • آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟

  • آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟

و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.

نوشته شده توسط kian در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 12:37 | لینک ثابت |


روزي از روزها روز قسمت بود و خدا هستي را قسمت مي كرد. خدا گفت : چيزي از من بخواهيد. هر چه كه باشد‚ به شما عطا خواهم كرد. سهمتان را از هستي طلب كنيد زيرا خدا بسيار بخشنده است.
و هر كه آمد چيزي خواست. يكي بالي براي پريدن و ديگري پايي براي دويدن. يكي جثه اي بزرگ خواست و آن يكي چشماني تيز. يكي دريا را انتخاب كرد و يكي آسمان را.
در اين ميان كرمي كوچك جلو آمد و به خدا گفت : من چيز زيادي از اين هستي نمي خواهم. نه چشماني تيز و نه جثه اي بزرگ. نه بالي و نه پايي ، نه آسماني ونه دريا. تنها كمي از خودت‚ تنها كمي از خودت را به من بده.
و خدا كمي نور به او داد.
نام او كرم شب تاب شد.
خدا گفت: آن كه نوري با خود دارد، بزرگ است، حتي اگربه قدر ذره اي باشد. تو حالا همان خورشيدي كه گاهي زير برگي كوچك پنهان مي شوي و رو به ديگران گفت : كاش مي دانستيد كه اين كرم كوچك ، بهترين را خواست. زيرا كه از خدا جز خدا نبايد خواست.
هزاران سال است كه او مي تابد. روي دامن هستي مي تابد. وقتي ستاره اي نيست چراغ كرم شب تاب روشن است و كسي نمي داند كه اين همان چراغي است كه روزي خدا آن را به كرمي كوچك بخشيده است
!

 

نوشته شده توسط kian در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 10:30 | لینک ثابت |


در بیمارستانی، دو بیمار در یک اتاق بستری بودند، یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود، بنشیند ولی بیمار دیگر به سبب بيماريي كه داشت امكان اينكه حركتي داشته باشد نبود بطوريكه مجبور بود همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد، آنها ساعتها با هم صحبت می کردند ، از همسر، خانواده ، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند و هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود ، می نشست و تمام چیزهائی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش بدينصورت توصیف می کرد :
پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه زیبائی داشت . مرغابی ها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایقهای تفریحیشان در آب سرگرم بوده اند. درختان کهن به منظره بیرون زیبائی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دور دست دیده می شد.

همان طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف می کرد، هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد و روحی تازه می گرفت. روزها و هفته ها سپری شد تا اینکه روزی مرد کنار پنجره از دنیا رفت و مستخدمان بیمارستان جسد او را از اتاق بیرون بردند. مرد دیگر که بسیار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد . مرد به آرامی و با درد بسیار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد. به اين فكر مي كرد كه بالاخره می توانست آن منظره زیبا را با چشمان خودش ببیند ولی در کمال تعجب با یک دیوار بلند خشك و بي روح مواجه شد.

مرد متعجب به پرستارگفت که هم اتاقیش همیشه مناظر دل انگیزی را از پشت پنجره برای او توصیف می کرده است ولي الان نشاني از آن مناظر نيست !؟
پرستار به او پاسخ داد: چگونه ممكن است ؟ چون آن مرد کاملاً نابینا بود !

بينايي دل از چشم بينا برنمي خيزد عزيز

هميشه و همه وقت اميد واري را به ديگران هديه كن!

نوشته شده توسط kian در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 10:28 | لینک ثابت |


تلسک. فضایی هابل رصد خانه رتو ایکس چاندار و رصد خانه اختر شناسی رادیویی ملی با کمک یکدیگر تصویری ترکیبی از خوشه ی کهکشانی MS0735.6+7421را که در فاصله ی ۲.۵ بیلیون سال نوری از زمین قرار دارد تهیه کردند.این خوشه دارای چندین کهکشان است که توسط گرانش به هم نگه داشته شده اند.

این ابر سیاهچاله فوق حجیم نیز در قالب این خوشه پرسه میزند که حجمی بیشتر از یک بیلیون جرم خورشید دارد نواحی قرمز فوران های دو قلوی مواد هستند که از سیاهچاله به بیرون جریان دارند

این تصویر سه نما از ناحیه ای  را نشان میدهد که اختر شناسان ان را با ترکیب کردن تبدیل به یک تصویر کرده اند نمای اپتیکی خوشه ی کهکشانی که توسط دوربین پیشرفته تلسکوپ هابل گرفته شده چندین کهکگشان را نشان میدهد که گرانش ان ها را به هم نگه داشته است

گار داغ با حرارتی معادل ۵۰میلیون در جه در فضای بین کهکشان ها پراکنده است این گاز پرتو های ایکس گسیل میکند که در تصویری که توسط رصد خانه از پرتوهای ایکس گرفته شده به رنگ ایب گرفته شدهبه رنگ ابی دیده میشود بخش پرتوی ایکس تصویر حفره ی بسیار بزرگی در گاز را نشان میدهد که قطر هرکدام از انها ۶۴۰ سال نوری است یعنی حدود هفت برابر  قطر کهکشان راه شیری است

حفره ها توسط ذرات بار داری پر شده اند که گرداگرد خطوط میدان مغناطیسی می چرخند و امواج رادیویی گسیل می کنند که در تصویر گرفته شده توسط شبکه ی تلسکوپ بسیا ر بزرگ نیومکزیکو در ماه ژوئن ۱۹۹۳ به رنگ قرمز نشان داده شد این حفره ها توسط فوران های ذرات بار دار که تقریبا با سرعت نور توسط ابر سیاهچاله پرتاب میشود به وجود امدند. 

  

نوشته شده توسط kian در پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت 10:58 | لینک ثابت |


فلوبر

خوشبختي يعني هماهنگي با حوادث روزگار


سارتف

داشتن پشتکار تفاوت ظريف بين شکست و کاميابي است


ارسطو

غاقل ان چه را که ميداند نميگيد ولي انچه را که ميگويد ميداند.



گوته

ما هميشه وقت کافي داريم به شرط ان که بخواهيم و هم درست استفاده کنيم.


همواره به ياد داشته باشيد اخرين کليد باقي مانده شايد باز گشاينده قفل در باشد

kian


کسي که به اميد شانس نشسته سال ها قبل مرده.

kian


استفان کاوي

پيش از انکه بالا رفتن از نردبان موفقيت را شروع کنيد ابتدا مطمئن شويد نردبان را به ساختمان مناسب تکيه داده ايد


البرت انیشتن

 من میخواهم بدانم خدا چگونه این دنیا را خلق کرده است ؟علاقه زیادی به پدیده های گوناگون ندارم می خواهم قصد او را درک کنم چون بقیه مسائل جزئی هستند .


چرچیل

شما جهان خود را میسازید همان طور که در ان پیش میروید.


الکساندر گراهام بل

قدرت چیست ؟ من نمیتوانم بگویم تنها میدانم که وجود دارد.


تولستوی

کتاب خواندن و عمل نکردن مثل شخمزدن و بذر نپاشیدن است


لوئی پاستور

بهترین گنجی که ارزش جستجو کردن دارد هدف است .


گالیله

این جهان هستی رصد عظیمی است که روبه روی ما گشوده ایت و زمانی دارد که بدون شناختن ان فهم حتی یک کلمه از هستی غیر ممکن مینماید ان زبان ریاضی است


محمود حسابی

زندگی یعنی پژوهش وکشف چیزهای جدید

باتشکر از solly


در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست. هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمی بینید. هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد ، برای این گفتم تا همواره به یاد داشته باشیم که بوده ایم 

kian


دیگران را ببخشید نه به خاطر این که انه ها لیاقت بخشیدن را دارند بلکه به این خاطر که شما لیاقت ارامش را دارید

kian


 

 احساسات نعمت بزرگیه که به ما داده شده و باعث میشه بفهمیم که چه چیزی رو جذب میکنیم

باب دویل


در مسيري که براي رسيدن به هدفم طي ميکنم از سنگهايي که به طرفم پرتاب ميشه بعنوان پله استفاده ميکن

kian


زندگی با تمام رشتی ها وزیبایی ها همواره در جریانه و هر صبح  زمین با عشق نوید اور خبر هایی نو و تازه است پس ما چرا نوید اور خبر های نو برای عزیزانمان نباشیم

kian

نوشته شده توسط kian در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت 15:21 | لینک ثابت |


كايتي خواندني از توماس آلوا اديسون

منبع : www.Persian-Star.org

اديسون در سنين پيري پس از كشف چراغ برق يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار مي رفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد. اين آزمايشگاه بزرگترين عشق پيرمرد بود .

هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود .

در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموران فقط جلو گيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود .

پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن پيرمرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب ديد كه پير مرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند .

پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر ميبرد .

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت:

پسر تو اينجايي ؟
مي بيني چقدر زيباست!
رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟
حيرت آور است!
من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است!
واي ! خداي من، خيلي زيباست!
كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي ديد.
كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت.
نظر تو چيه پسرم؟

پسر حيران و گيج جواب داد: پدر تمام زندگيت دارد در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ شعله ها صحبت مي كني؟
چطـور مي تواني؟
من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاري بر نمي آيد.
مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند.
در اين لحظه بهترين كار لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد

در مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكــر مي كنيم.
الان موقع اين كار نيست !

به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!

توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا را تقديم جهانيان نمود.
آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع نمود .

منبع : www.Persian-Star.org

 

زندگينامه توماس آلوا اديسون

منبع : www.Persian-Star.org

توماس آلوا اديسون در روز يازدهم فوريه سال 1847 در شهر ميلان در ايالت اوهايوى آمريكا به دنيا آمد. بحق مى توان گفت كه اديسون يكى از آن افرادى بود كه از اقشار پائين اجتماع منشاء گرفت و بعدها به شهرت و ثروت فراوان رسيد (توماس اديسون در آمريكا تحت عنوان «از ظرف شويى به ميليونرى رسيدن» ناميده مى شود). توماس اديسون بدون شك امروزه يكى از قهرمانان ملى آمريكا به شمار مى آيد.

در مورد اديسون نقل قول ها و داستان هاى بسيارى وجود دارد كه نمى توان به دقت گفت كداميك واقعيت دارند. به همين دليل هنوز هم در صحت برخى از موارد شك و ترديد وجود دارد. براى مثال هنوز هم مشخص نيست كه آيا علت سنگينى گوش اديسون سانحه اى در حين انجام آزمايش هايش با مواد شيميائى بوده يا بر اثر يك بيمارى بروز كرده است. مسلم اين است كه اديسون اين نقص شنوايى خويش را با ميل تمام و اغلب به سود خود به كار مى گرفت.

اديسون در كل زندگى خود تنها چند ماهى به مدرسه رفت. اسناد موجود مويد آن است كه او در خانه و توسط والدينش آموزش ديد. زمانى كه اديسون 7 ساله بود خانواده اش به ميشيگان نقل مكان كرد. 4 سال بعد، توماس به عنوان پسر بچه فروشنده روزنامه و شيرينى، در قطار بين «پورت هورون» و «ديترويت» مشغول به كار شد. از قرار معلوم اين شغل وقت چندانى از وى نمى گرفت و او مى توانست به اندازه كافى به كارهاى ديگر مشغول شود. او در سال 1862 هفته نامه خود به نام «هرالد هفتگى» را منتشر ساخت. علاوه براين، اديسون يك دوره كارآموزى به عنوان تلگرافيست را گذراند و طى سال هاى 1863 تا 1868 در همين رشته به كار خود ادامه داد.

اديسون نخستين اختراع خود را كه يك دستگاه شمارش برگه هاى راى بود، در سال 1868 به ثبت رساند. اما اين دستگاه، در كنگره آمريكا مورد استفاده قرار نگرفت چرا كه اين هراس وجود داشت كه بتوان در كار آن تقلب كرد. يك سال بعد، او در نيويورك مدير كمپانى «استاك اند گولد» شد، شركتى را به اسم خود تاسيس كرد و از اين زمان به سرعت در كارهايش ترقى كرد.

توماس اديسون در سال 1871 با خانم «مرى استيل ول» (M .Stillwell) ازدواج كرد و در همين سال هم نخستين ماشين تحرير قابل استفاده را اختراع كرد. در اين دوره او در يك آزمايشگاه در نيوجرسى كار مى كرد. در تاريخ هجدهم ژوئيه سال 1877 اديسون فونوگراف يا دستگاه ثبت صدا را اختراع كرد و نخستين انسانى بود كه صداى ثبت شده خود را شنيد.

در سال 1879 لامپ اختراعى او كه از يك رشته ذغالين ساخته شده بود بيش از 40 ساعت درخشيد. علاوه بر اين اديسون كار دستگاه تلفن را به وسيله يك ميكروفون حاوى ذرات ذغال بهبود بخشيد. در سال 1880 در «منلوپارك»، نخستين كارخانه لامپ سازى، شروع به كار كرده و در كنار اين كار به اختراعات ديگر خود از جمله، فيوز الكتريكى، دستگاه هاى اندازه گيرى، تكامل ديناموهاى ماشين هاى بخار پرداخت. در سال،1883 اثر اديسون كه بعدها به اختراع رشته هاى درخشان و لامپ هاى الكتريكى منجر شد، رسماً به نام او ثبت شد.تا سال 1890 اديسون كار فونوگراف را بهبود بخشيد و شركت اديسون جنرال الكتريك را تاسيس كرد. برخلاف شايعات موجود اديسون مخترع صندلى الكتريكى نبود. اين صندلى توسط يكى از همكاران او به نام «هارولد پى براون» اختراع شد.

در سال 1891 اديسون دستگاه «سينماتوگراف» يكى از مراحل ابتدايى تكامل دوربين فيلمبردارى را اختراع كرد. بايد متذكر شويم كه اختراعات اديسون كه فهرست آن پايانى ندارد، از جمله تلفن، تلگراف، ميكروفون و لامپ الكتريكى در واقع تنها بهبود و تكامل كار دستگاه هاى اختراع شده پيشين بودند.

اما در وصف شخصيت اديسون نيز بايد اذعان كرد كه او انسانى بسيار سخت كوش بود. اديسون نه تنها يك پژوهشگر توانا بود، بلكه هنر او بيشتر در حيطه عرضه و فروش زيركانه توليدات جلوه گر مى شدند و متاسفانه در رقابت با ديگر شركت هاى توليد و فروش اجناس مشابه، از هيچ تلاشى فروگذار نمى كرد. دعواهاى قضايى او در برابر شركت هاى ديگر رقمى اعجاب برانگيز دارند.



 هرمان فون هلمهولتز

۳۱‬آگوست ‪ ۱۸۲۱‬نيز "هرمان لودويك فرديناند فون هلمهولتز"، دانشمند آلماني، كه تحقيقات فراواني در زمينه فيزيولوژي، الكتروديناميك، رياضيات، اپتيك و هواشناسي انجام داد، چشم به جهان گشود

وی هم چنین یکی از برجسته ترین فیزیک دانان المانی است

 


جیمز کلارک ماکسول                                                  james clerk maxwell  

وی در اواسط دهه ۱۸۶۰قوانین بنیادی نیروی الکترومغناطیس را نوشت و بشر را به دوران الکتریسیته رهنمون ساخت که موتور الکتریکی  رادیو و...را در اختیارمان گذاشت.   


پیتر فروند                                                                                    peter freund 

پروفسور فیزیک نظری در انیسیتو مشهور انریکو فرمی در دانشگاه شیکاگو می باشد فروند یکی از اولین محققینی بود که روی تئوری ابر فضا زمانی که این تئوری در جریان اصلی فیزیک زیاد جدی کرفته نمیشد کار میکردند


مایکل فاراده                                                                                       Michael Faraday 

میدان های بار اولین بار توسط این دانشمند بزرگ انگلیسی در قرن نوزدهم معرفی شد وی که پسر اهنگر فقیری بود نابغه ای خود اموخته بود که ازمایش های دشواری را در زمینه الکتریسیته و مغناطیس انجام داد وی خطوط نیرو را ابداع نمود که ژشبیه شاخ و برگ هایی که از گیاه به اطراف پخش می شوند از بارها یالکتریکی و مغناطیس در تمام جهات فضا صادر شده و فضای اطراف را اشغال می کنند

 

 


   البرت انیشتن                                                                         Albert Insyein        

در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ در شهر بوهم از شهر های جنوبی المان به دنیا امد انیشتین  هنگامی که در دبیرستان ژیمنازیوم بود با دین یهود اشنا شد او قبلا در مدرسه ابتدایی با مذهب کاتولیک اشنا شده بود ولی هیچ گاه جزء یکگ گروه مذهبی نشد او کم کم  به هنرسه علاقه مند شد و با استفاده از روش های متدواول هر قضیه را از راه استدلال حل میکرد وی هنگامی در اداره ثبت اختراعات سوئیس مشغول به کار بود توانست نسبیت را کشف کند و فرمول مشهورش را ارائه داد  e=mc2   وی در سال ۱۹۲۱ به خاطر تئوری کوانتوم موفق به دریافت جایزه نوبل شد و در سال ۱۹۵۵ دیده از جهان فرو بست

   


ابوریحان بیرونی

وی دانشمندی ریاضیدان-منجم - جغرافیدان-فیلسوف و جهان گردی بزرگ بود. ابوریحان از مردم شهر خوارزم بود . در سال ۳۶۲ه ق به دنیا امد . در جریان لشکرکشی سلطان محمود به هندوستان رفت . ودر این کشور به معاشرت با دانشمندان هندی پرداخت و زبان سانسکریت را اموخت .

وی انچنان افکارش تازه و نو بود که به دانشمندان کنونی بیشتر شباهت دارد در زمان حیات بت ابو علی سینا اشنا شد

از تحقیقات ابوریحان میتوان گندمهایی که به تصاعد هندسی در خانه شطرنج قرار داده میشوند - تعیین دقیق عرض و طول جغرافیایی شهر ها و.. اشاره کرد وی همچنین ثابت کرد که زمین کروی است